معرفی کتاب در ستایش نامادری

در ستایش نامادری

نوشته‌ی ماریو وارگاس یوسا

ترجمه‌ی کوشیار پارسی

.

برای کسانی که یوسا را فقط با آثار حجیمش که دربردارنده‌ی محتوا و لایه‌های مختلف سیاسی اجتماعی هستند شناخته‌اند، در ستایش نامادری یک تجربه‌ی متفاوت است. من چندسال پیش قبل از اینکه یوسا را با رمان‌های مشهورش بشناسم و عاشقش شوم، اولین کاری که از او پیدا کردم در ستایش نامادری بود. کتابی که به لحاظ محتوا و تکنیک و حجم و تعدد شخصیت‌ها و غیره، با سایر آثار او متفاوت است.


خلاصه‌ی داستان، ارتباط بین یک مرد و همسر دومش است و پسربچه‌ی کوچک و شیرین مرد که دنبال داشتن علاقه و توجه نامادری‌اش است. همین داستان به‌ظاهر ساده در قلم یوسا جوری ماهرانه و جذاب تعریف می‌شود که از لحاظ بار هیجانی گاهی حس رمان پلیسی خواندن به آدم دست می‌دهد.


کتاب دارای سیزده بخش است که ۶ فصل آن را تابلوهای نقاشی مختلف موجود توی خانه روایت می‌کنند و سایر فصل‌ها از زبان دانای کل بیان می‌شوند. هر بار که قرار است یک تابلوی نقاشی سخن بگوید، در دل فصل قبلی ارجاعی به آن تابلو داده می‌شود و سپس خواننده به درون قصه‌ی آن پرتاب می‌شود. خلاقیت در انتخاب زاویه‌ی دید، تخیل خوب نویسنده، ارجاعات هوشمندانه‌اش و در هم تنیدن دو شیوه‌ی روایت، داستان را از یک ماجرای صرفا اروتیک خارج کرده و به آن ابعاد مختلفی داده است، مثلا حس و حال هنری و اسطوره‌ای و تفسیری که از تابلوها می‌توان داشت، و دیگری نیز بُعد روانشناختی ماجراست و تحلیلی که از رفتار شخصیت‌ها می‌توان داشت. مثلا یک آشنایی‌زدایی جذاب از مفهوم معصومیت کودکی صورت می‌گیرد، جوری که خواننده شخص پدوفیل داستان را کمتر از کودک، مقصر می‌داند، و این‌ها هستند که داستان را چندبُعدی می‌کنند.


توجه زیاد نویسنده به زیبایی‌شناسی و درآمیختن همه‌چیز با هنر، داستان را خواندنی‌تر می‌کند. از توصیف صحنه‌ی مدفوع و شستشوی آن گرفته تا یک صحنه‌ی سکس. توجه به جزئیات در نگاه نویسنده و بُعد هنری بخشیدن به آن‌ها، رشک‌برانگیز است.


کتاب از نظر نثرش، سنگین نیست ولی برای دقیق خواندن آن و حل شدن در جزئیاتش، باید صبور بود و مشتاق، و اگر شیوه‌ی نگارش شما را جذب نمی‌کند و خسته‌کننده و نفهمیدنی است به‌نظرم به‌خودتان زمان بدهید و با آرامش ادامه‌اش را دنبال کنید. از نظر محتوای اسطوره‌ای و هنری و ارجاعات، شاید کتاب سنگین باشد اما قرار نیست که همه‌ی ما همه‌چیز بدانیم و همین کتاب‌ها هستند که ما را به شاخه‌های دیگر هنر وصل می‌کنند و کمک می‌کنند بیشتر بدانیم و یاد بگیریم. من فکر می‌کنم حتی اگر تمام اشارات و معانی را هم نفهمیم باز هم این فرم و شیوه‌ی روایت به خودی خود، جذاب خواهد بود، هرچند که اگر با نقاشی و اسطوره‌ها آشنایی بیشتری داشته باشیم، لذت بیشتری خواهیم برد.


ترجمه به‌نظرم خوب بود و همانطور که مترجم در ابتدایش هم توضیح داده، سعی کرده به مدل جمله‌بندی‌های طولانی یوسا وفادار بماند، جزئیات را از قلم نیندازد و مفاهیم را تا جای ممکن، عینا منتقل کند. و به‌نظرم موفق هم بوده است، هرچند نمی‌دانم مثلا به‌جز "تن‌کام‌خواهانه" چه واژه‌ی جایگزین بهتری برای "اروتیک" می‌توان پیدا کرد. و نکته‌ی دیگر اینکه متاسفانه به‌نظرم در انتشار و تایپ و ویراستاری این نسخه‌ی اینترنتی از کتاب که من خواندم، خیلی بی‌سلیقه عمل شده. و به امید روزی که هر اندیشه و سبک و قلمی در ایران، آزادانه چاپ شود و توهین بزرگی به اسم ممنوعیت و سانسور، از بین برود و همچنین، خود ما آدم‌ها ظرفیتمان را بالا ببریم و تلاش کنیم بی‌تعصب به مسائل نگاه کنیم.

/ 0 نظر / 46 بازدید