در ستایش یوسا و سور بُز

"سور بُز" عنوان رمانی است از ماریو بارگاس یوسا، نویسنده، روزنامه‌نگار و سیاستمدار پرویی. من چاپ چهارم این کتاب را خواندم که در سال ۱۳۸۸، با نشر علم منتشر شده است. داستان کتاب به روایت ماجرای دیکتاتوری جمهوری دومینیکن در سال‌های حکومت رافائل تروخیو می‌پردازد‌. او در سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۱، عملا به شکلی غیر انتخابی و مستبدانه، به‌عنوان رئیس دولت دومینیکن بر آن‌جا حکومت می‌کرد.


پیرنگ رمان سوربز، آمیخته‌ای از وقایع تاریخی و یک روایت  ساختگی با الهام از واقعیت است. نویسنده، سه روایت را در کنار هم پیش می‌برد‌. در یکی از آن‌ها دانای کل توی ذهن خود تروخیو به‌عنوان دیکتاتور می‌رود و ما ماجراها را با نگاه او می‌بینیم. در روایت دیگر، با تک تک کسانی که برای ترور تروخیو در جاده‌ی محل عبور او کمین کرده‌اند آشنا می‌شنویم و در روایت سوم که به‌نظر می‌رسد پیوند دادن خیال با واقعیت به‌جهت بررسی ابعاد مختلف دیکتاتوری باشد، شخصیت زنی چهل و نه ساله به اسم اورانیا را داریم که دختر یکی از آدم‌های دستگاه تروخیو است.


 در هر کدام از روایت‌ها، آنقدر جزئیات، خرده داستان، فلش بک و تصویر خواننده را همراه می‌کند که کتاب، ششصد و بیست و سه صفحه ادامه پیدا می‌کند، و اگر با کارهای یوسا آشنا باشید می‌دانید این ۶۲۳ صفحه قرار نیست خسته و کلافه‌تان کند، چون نگاه دوربینی و مهارت نویسندگی یوسا و جوری که ابعاد مختلف یک دوره را برای آدم روشن می‌کند، خواننده را تا آخر مشتاق نگه می‌دارد.


یوسا در واقع با آوردن روایت‌های مختلف، یک حکومت و یک انقلاب را کاملا می‌شکافد و پهن می‌کند جلوی خواننده و با دوربین‌های گوناگونی که انگار هرکدام را در یک گوشه‌ی ماجرا کار گذاشته، از زوایای مختلف، آن را بررسی می‌کند. از مهم‌ترین نکات این کتاب، عدم قضاوتی است که بر تمام آن حاکم است و با وجودی که از یک دوره‌ی سیاه تاریخی صحبت می‌شود که بر کشوری گذشته، اما هیچ اثری از اظهارنظر شخصی و قضاوت در آن نمی‌بینیم و یوسا به‌عنوان یک استاد نویسندگی بزرگ، با مهارت بالا و دانش و اطلاعات زیادی که دارد و آن را طی سال‌های طولانی مطالعه و تحقیق به‌دست آورده، هیچ کجای متن رد پایی از حب و بغض شخصی خود به جا نمی‌گذارد و این به‌نظرم از چیزهایی است که در نوشتن اثری با محوریت سیاسی تاریخی، اهمیت بسیار دارد‌.


در سور بز ما شخصیت‌های واقعی را در پوشش شخصیت‌هایی داستانی می‌بینیم و منتظریم ببینیم داستان هرکدام، به کجا می‌رسد. شخصیت‌هایی عاصی که به جز خود دیکتاتور، هرکدام به‌طریقی، از این دیکتاتوری زخمی شده‌اند و انتقام و امید و درد مشترک، آن‌ها را به‌هم وصل نگه می‌دارد، زخم‌هایی که حتی با آمدن روزهای خوش برای کشور هم، ممکن است همچنان تازه و خونی باقی بمانند.


کتاب را بسیار دوست داشتم و در جاهای مختلفی از آن، با رنج شخصیت‌ها همذات‌پنداری کردم و درد کشیدم و فکر می‌کنم محال است تحت سلطه‌ی جمهوری دیکتاتور اسلامی ایران زندگی کنی و خواندن چنین رمانی، تنت را نلرزاند‌. از یوسای بزرگ قبل از این "سالهای سگی"، "گفتگو در کاتدرال"، "در ستایش نامادری" و "مجموعه داستان دوئل" و "سردسته‌ها" و "سه‌مقاله تحت عنوان چرا ادبیات" را خوانده‌ام و به‌زودی سراغ "جنگ آخرالزمان" خواهم رفت.

/ 0 نظر / 35 بازدید