شیروانی‌های نارنجی و یک نویسنده‌ی ناشناس و احتمالاً جوان

مجموعه داستان «شیروانی‌های نارنجی» نوشته‌ی «مونا امامی»، شامل ۹ داستان کوتاه است که «نشر مهری» لندن در سال ۲۰۱۹ آن را منتشر کرده است. نویسنده در ابتدای کتاب، آن را به آلمانی‌های مهربانی مثل «فیشرها» و کرامت انسانیشان تقدیم کرده، و حتی قبل از اینکه برویم توی کتاب و بخوانیم که فیشرها چه کسانی هستند، این تقدیم‌نامه‌ی نیم‌خطی پیش‌زمینه‌‌ای ذهنی برایمان ایجاد می‌کند که قرار است داستان‌ها در چه حال و هوایی اتفاق بیفتند و آلمان و آلمانی‌ها از عناصر پررنگ این مجموعه هستند.


۹ داستان این مجموعه عبارتند از «لوتو-توتو»، «روبان صورتی»، «در خواب و بیداری»، «هر چهارشنبه بعدازظهر»، «پل عشاق»، «آن سوی اقیانوس»، «عطر فرنگیس»، «شب فرهنگی ایرانیان» و« با خرگوش‌ها در خواب». این داستان‌ها از لحاظ روایی، کاملاً از یکدیگر مستقل و جدا هستند اما نقاط اشتراکشان در این است که از نظر زمانی و مکانی، همگی در آلمان امروزی اتفاق می‌افتند و شخصیت‌های اصلی هم ایرانی‌هایی هستند که به دلایل مختلف، به آلمان مهاجرت کرده‌اند. در واقع نویسنده تصمیم گرفته مجموعه داستانی منتشر کند که صرفا حال و هوای ایرانی‌های مهاجر را انتقال بدهد، اما شخصاً باید بگویم این شیوه‌ی چینش داستان‌ها در یک مجموعه، دلزده‌ام کرد و ترجیح می‌دادم در خلال داستان‌های متفاوتی از یک نویسنده و تجربه‌های گوناگون او در امر نوشتن، دغدغه‌هایش در زمینه‌ی مهاجرت هم گنجانده شود. این مجموعه حسی را منتقل می‌کرد که انگار نویسنده را نشانده‌اند و مجبورش کرده‌اند فقط و فقط توی این چارچوب و از ایرانی‌های در مهاجرت بنویسد و از این کادر بیرون نزند، و این عدم تنوع و شباهت‌ها کمی ارتباط خوب گرفتن با کتاب را دچار مشکل می‌کرد.


درباره‌ی این مجموعه چند نکته‌ی مهم وجود دارد که آن را تبدیل به کتابی کرده که لااقل به‌نظر من، از استانداردهای کافی برای منتشر شدن برخوردار نیست. مثلاً اینکه دوگانگی زبان داستان‌ها، مسئله‌ای است که در بسیاری از آن‌ها توی ذوق می‌زند. یک‌جاهایی زبان معیار داریم و سپس زبان محاوره با آن قاطی می‌شود و این یکدست نبودن متن، آزاردهنده است.


داستان‌ها همگی به یک ویرایش اساسی نیاز دارند، هم از نظر زبانی و هم فنی. جمله‌ها گاهی شلخته‌اند و تعدد استفاده از افعال تکراری پشت سر هم، توی ذوق می‌زند. دیالوگ‌ها با علامت کوتیشن از سایر متن جدا نشده‌اند و مهم‌تر از همه، در چند داستان اصلاً فصل زدن رعایت نشده و علامتی از آن نمی‌بینیم و گاهی به‌نظر می‌رسد نویسنده اصلاً با چنین تکنیکی آشنا نبوده است تا استفاده‌اش کند! ضمن اینکه غلط‌های املایی مانند با نون نوشتن کلمات تنوین‌دار و غیره، نشان می‌دهد نه نویسنده نسبت به تمیز نوشتن خودش سختگیر بوده، و نه نگاه ویراستار از روی کلمات این کتاب رد شده است.


داستان‌ها همگی از پیرنگ‌ها و طرح‌های اولیه‌ی خوبی برخوردارند، شخصیت‌ها قابل لمس هستند، و تنوع در ویژگی‌ها هنگام خلق کاراکتر آن‌ها از نکات مثبت این مجموعه است و نشان می‌دهد نویسنده اهل خوب تماشا کردن آدم‌های واقعی و ایده گرفتن از آن‌هاست. مثلاً خانواده‌ای را داریم که لاتاری برنده شده‌اند، معلمی که پستچی شده، پیرزنی که بعد از مرگ شوهرش در غربت با چالش عشق رو به رو شده است یا چشم‌های یک کودک، زاویه‌ی دید یک داستان هستند. نویسنده سعی کرده زوایای مختلفی از زندگی بعد از مهاجرت را در داستان‌هایش بگنجاند. از دغدغه‌های شغلی و مسائل مالی گرفته، تا عشق‌های جامانده و دلتنگی‌ برای وطن و خاطرات و غیره‌.


من فکر می‌کنم این داستان‌ها، تمرین‌های نوشتن خوبی بودند که قابلیت این را داشتند که با سختگیری بیشتر نویسنده نسبت به خودش و بالا بردن انتظارش از سطح کیفی آنچه خلق می‌کند، با ویرایش‌های بسیار، بشود از چندتا ایده‌ی خوب و تنوع شخصیت‌هایشان کارکردهای بهتری کشید، آثار خلاقانه‌تری نوشت، لحن‌های مناسب‌تری ایجاد کرد و محصول نهایی بهتری ساخت و منتشر کرد.


نوشته‌ی پشت جلد کتاب، با اشاره به اینکه شیروانی‌های نارنجی نخستین مجموعه‌ی داستان مونا امامی است، نوید ظهور یک نویسنده‌ی جدید را داده که کتابش شاخه‌ای از درخت جوان ادبیات مهاجرت است، اما من فکر می‌کنم به جای چسباندن این تمجید پشت جلد بهتر بود خود نویسنده یا انتشارات یک بیوگرافی کوتاه و چیزی بیشتر از اسم و فامیل از او را ابتدای کتاب یا لااقل توی اینترنت منتشر می‌کرد تا خواننده بتواند این اثر را با نگاه به سن و سابقه‌ی نوشتاری او تحلیل کند.


در انتها فکر می‌کنم نوع نگاه و ذوق نوشتن و خلق شخصیت و چالش در مونا امامی از ویژگی‌های مثبت اوست و این داستان‌ها در حالت کلی برای کسی که دائماً داستان می‌نویسد، صرفاً تمرین‌های نوشتن خوب و خلاق و قابل قبولی هستند نه بیشتر. اما اگر با توجه به ضعف‌های دستوری و نگارشی و غیره، فرض کنیم نویسنده متعلق به نسلی از جوانان ایرانی است که خارج از ایران و دور از زبان و ادبیات فارسی بزرگ شده‌اند، می‌توان داستان‌ها را قابل قبول و نیازمند تلاش بیشتر دانست.

/ 0 نظر / 29 بازدید