معرفی فیلم "مسخره باز"

معرفی فیلم "مسخره باز"

ساخته‌ی همایون غنی زاده

محصول ۲۰۱۹

.


دانش و شاپور به ترتیب با بازی صابر ابر و بابک حمیدیان، دو جوانند که یکی سودای بازیگری در سر دارد و دیگری مغزش پر است از دغدغه‌های سیاسی. این دو نفر توی سلمانی آدمی به اسم کاظم خان(علی نصیریان) کار می‌کنند. یک سلمانی، که وسطش حفره‌ای است که به دریا راه دارد و موهای کف سالن را جارو می‌کنند و توی آن می‌ریزند. شاید مثل شعر فروغ و"یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی/ در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد..." جایی که تمام اتفاقات فیلم رخ می‌دهد و از لوکیشن نسبتا کوچکش، به همه‌جا راه پیدا می‌کنیم. داستان در یک ناکجاآباد اتفاق می‌افتد و از نظر زمانی هم به دوره‌ی خاصی اشاره نمی‌شود ولی انگار حال و هوایش بیشتر به‌ دهه‌ی چهل نزدیک است.


فیلم انگار عامدانه رشته‌‌ی داستانی مشخصی نداشت و چرخ می‌خورد بین یک عالمه ایده‌ی جذاب. سرتاسرش پر بود از ارجاعات سینمایی مختلف، موسیقی‌های زیبا، بازی‌های جذاب. کارگردان در اولین ساخته‌ی سینمایی‌اش به‌نظرم سعی کرده بود شکوه تئاتر را در ابعاد باشکوه پرده‌‌ی سینما نمایش بدهد. به‌نظرم غنی زاده به هر سکانس فیلم فکر کرده بود و کاملا هوشمندانه همه‌چیز را در دل فیلم چیده بود، از کارکردهای نمادین و هجوآلود گرفته، تا انتخاب اسامی شخصیت‌ها، مثل اسم هُما که بازیگر زن مشهوری است که که تمام آرزوی دانش هم بازی شدن با اوست. هما همیشه در اوج است، توی رویاهای دانش در آسمان دیده می‌شود و دور از دسترس است، و خب انتخاب هدیه تهرانی با جاذبه‌ی ذاتی‌اش، باعث می‌شود هما بی هیچ تلاشی دست نیافتنی و رویایی به‌نظر بیاید.


نیمه‌ی اول فیلم نسبتا بی‌اتفاق خاصی سپری می‌شود و درگیر معرفی شخصیت‌ها می‌شویم تا برسیم به نیمه‌ی بعدی فیلم، جایی که بار هیجان و وحشت و تخیل و همه‌چیز بالا می‌رود، واقعیت و خیال با هم آمیخته می‌شوند، مرزها می‌شکنند و فیلم به جریان می‌افتد. من فکر می‌کنم خیلی جاهای فیلم بیشتر از آنکه ارجاعات یا تکنیک‌های مختلف بخواهند مسیر قصه را به جای خاصی ببرند و در خدمت آن باشند، در واقع ما با تخلیه‌ی هیجانات ذهن پر از ایده و خلاق کارگردان رو به رو بودیم و یک جاهایی فیلم زیادی شلوغ شده بود. ضمن اینکه به‌نظرم گوشه کنایه‌ها و حرف‌های سیاسی و اجتماعی فیلم، آنقدر که باید، در دل فیلم ننشسته بود. اما من این فانتزی سیاه را دوست داشتم و با توجه به اینکه همیشه شکوه پرده‌ی سینما روی علاقه‌م به فیلم اثر می‌گذارد، بسیار از دیدنش لذت بردم و به‌نظرم خیلی قابل تحسین است. برای من حس کارهای ژان پیر ژونه را داشت، یک جور ژان پیر ژونه‌ی آشفته و فارسی شده شاید. در انتها فکر می‌کنم شاید کار هوشمندانه‌ی یک کارگردان، این باشد که فیلم در لایه‌ی رویی خودش‌ برای مخاطب عام، حرف قابل فهم‌تری داشته باشد و بیش از اندازه توی ایده‌های دیوانه‌وار و ارجاعات مختلف غرق نشود، طوری که هم برای مخاطب خاص خودش را سخت نکند و هم سایر مردم و مخاطبین، بعد از دیدنش لااقل به شیوه‌ی خودشان بتوانند یک برداشتی از آن داشته باشند.


#معرفی_فیلم

/ 0 نظر / 31 بازدید