زن به روایت اسکورسیزی

فیلم Alice doesnt live here anymore


سومین اثر مارتین اسکورسیزی که در سال ۱۹۷۴ منتشر شده است، برخلاف دنیای مردانه و خشونت‌های آشنایی که اسکورسیزی را با آن می‌شناختم، یک قهرمان زن دوست داشتنی دارد. یک زن معمولی به اسم آلیس که شاید همین معمولی بودن و سرسختی‌اش جذابش می‌کند.آلیس توی زندگی مشترک ناخوشایندش، پشت چرخ خیاطی و آشپزی و کیک پختن، آرزوهای قدیمی‌اش را به فراموشی سپرده و دنبال خلق لحظات شاد و عشق بخشیدن به زناشویی دلمُرده‌اش است و می‌خواهد با هرچه دارد خوشحال زندگی کند، اما موفق نمی‌شود. مرگ همسر آلیس برای او پایان فصلی از زندگی و شروع فصلی تازه است، فصلی بی‌پول، آشفته، به دل جاده زدن همراه با یک بچه‌ و چند چمدان، اما آلیس پر است از انگیزه و تلاش برای دوام آوردن.


فیلم طولانی بود، ریتم کندی داشت، سلیقه‌ی سینمایی من هم نبود، اما جهان زنانه و تسلیم نشدن آلیس و مبارزه‌ و انگیزه و عشقش و مسیری که طی می‌کرد و ادامه دادنش به مسیر سخت پیش رویش، و همچنین لحظات شاد توی فیلم و رنگ کمدی پاشیده شده روی درامش، آن را برایم دوست‌داشتنی کرد و باعث شد خسته نشوم. بازی الن برستین(که برای ایفای این نقش، اسکار برده) و آلفرد لوتر که آن زمان پسر کوچکی بوده، بسیار تماشایی بود. این دو در نمایش رابطه‌ی مادرپسری خیلی طبیعی و باورپذیر ظاهر شده بودند. ضمنا هاروی کیتل هم یک نقش کوتاه جذاب در فیلم دارد. به‌طور کلی، فیلم در نمایش احساسات انسانی نسبت به شکست‌ها، موفقیت‌ها و عشق‌ و دوستی‌ها، زیاد اغراق نمی‌کرد و این از ویژگی‌های خیلی خوبش بود. فیلم را پیشنهاد می‌کنم، یک‌وقت‌هایی غرق شدن توی دنیای فیلم‌های قدیمی‌تر، بیشتر می‌چسبد‌.


#معرفی_فیلم

/ 0 نظر / 30 بازدید