درباره‌ی کتاب جبّه‌خانه

مجموعه داستان جبّه خانه

نویسنده: هوشنگ گلشیری

نشر کتاب تهران/ چاپ اول ۱۳۶۲

.

این مجموعه داستان، شامل داستان بلند جبّه‌خانه و سه داستان دیگر به نام‌های "به‌خدا من فاحشه نیستم"، "بختک" و "سبز مثل طوطی، سیاه مثل کلاغ" است که در یادداشت ابتدای کتاب، خود گلشیری درباره‌ی سال نوشتن و اصلاح کردنشان یا منبع الهامش برای نوشتن و غیره، توضیحاتی داده است. من معمولا یادداشت‌ها و مقدمه‌های ابتدای کتاب‌ها را رد می‌کنم و ترجیح می‌دهم بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای در ذهنم، سراغشان بروم و خودم کشفشان کنم و آخرسر به مقدمه برگردم.


داستان‌ها به‌طور کلی، نثر روانی دارند و با وجودی که شاید کنش و اتفاق خیلی خاصی تویشان وجود نداشته باشد اما نگاه ریزبین نویسنده و چندلایه‌ای بودن داستان‌ها با وجود سادگی و داشتن ارجاعات اجتماعی و سیاسی، توانسته کاری کند که یک موقعیت معمولی شبیه یک سکانس سینمایی توی ذهن خواننده پرداخته و ثبت شود، به‌خصوص خود داستان جبه‌خانه که هم به‌لحاظ ابهام فضا و اتفاق افتادن در شب و هم جذابیت شخصیت‌هایش، به‌نظرم از پتانسیل بالایی برای فیلم شدن برخوردار است. از نکات مهم درباره‌ی این کتاب، شخصیت‌پردازی خیلی دقیق و جزئی است و انگار نویسنده وقتی آدمی را برداشته و توی داستانش گذاشته، زیر و بم زندگی او را توی ذهنش تجسم کرده و بخشی از آن را روی کاغذ آورده است.


یکی از نکته‌ی اذیت کننده‌ی داستان‌ها برای من(و شاید تنها نکته‌ی اذیت‌کننده) این بود که گفتگوها هم به زبان معیار نوشته شده بودند، و من ترجیح می‌دادم گفتگوها را به محاوره بخوانم تا شخصیت پردازی دقیق گلشیری، واقعی‌تر در ذهنم نقش ببندد. این مجموعه داستان را در کل دوست داشتم و خواندنش را پیشنهاد می‌کنم.

/ 0 نظر / 45 بازدید